سفارش تبلیغ
صبا ویژن
 

چشم بیسرمه ما

جمعه 87 مهر 26 ساعت 6:44 صبح
خداییش دیگه وقتش رسیده!
خیلی هم دیر شده!
حالا... ما خوش‌بینیم! می‌گیم الان دیگه وقتش رسیده!
باید آقا تشریف بیارن دیگه؟
دنیا که می‌گن یه روز پر از ظلم و جور می‌شه مگه شاخ و دم داره؟
دستتو بذار رو گلوت! آقاجان دیگه به اینجامون رسیده! نمی‌خوای بیای؟
چقدر مرحوم آغاسی عاشق بود و عاشقانه سرود و عاشقانه‌تر خواند؟
ای زلیخا دست از دامان یوسف باز کش
آقاجون! پیر شدیم دیگه نمی‌خوای بیای! ما هممون بد به حق خوبات!
به خوبا سر می‌زنی مگه ما بدا دل نداریم
ندیده خاطرخامون کردی رفتی پشت پرده!
ببین یه سؤال اساسی:
تو باورت می‌شه از این دنیا بری و آقاتو نبینی؟!!
اللهم أرنی الطلعه الرشیده والغره الحمیده و اکحل ناظری بنظره منّی الیه ...
خداجون! چشمای آلوده‌ام رو با یک نگاه به جمال آقام سرمه کش!
نه اینجوری نیست که:
چشمامو اول پاک و بعد به جمال آقام روشن کن!
اصلا مگه چشم آلوده لیاقت دیدن مولاش رو داره؟

نوشته شده توسط : یاسر

نظرات دیگران [ نظر]



لیست کل یادداشت های این وبلاگ

مرید پیر مغانم
عرفان کفی
رمضان کریم
[عناوین آرشیوشده]